
این روزها به سالروز فوت خمینی نزدیک می شویم و صداوسیمای رژیم آخوندی از ابعاد شخصیتی او سخن می گویند و او را یک قدیس جلوه می دهند
در باه شخصیت خمینی راست یا دروغ بسیار سخن گفته اند ولی حقیقت چیز دیگری است
خمینی دروغگوی بزرگی بود که حتی به همکیشان و هم لباسهای خود نیز دروغهای شاخداری گفت و همچنین بسیار مکار و حیله گر بود من در عمرم کسی را به پلیدی و مکاری و کله شقی او ندیدم
او توانایی تصمیم گیری نداشت و به پسرش (احمد) و رفسنجانی و خامنه ای اعتماد داشت و این افراد به راحتی تصمیمات خمینی را تغییر می دادند و حتی در جاهایی گفته شده است که احمد خمینی دست خط پدرش را جعل می کرده و دستورات مورد نظر خامنه ای و رفسنجانی رابرای مقاصدشان را تهیه می کرده و با مهر مخصوص خمینی به آنها می داده است و همچنین کسی بدون هماهنگی با این افراد امکان ملاقات با خمینی را پیدا نمی کرد
راه پیدا کردن به دربار خمینی به مراتب از راهیابی به دربار شاه مشکلتر بود و به همین دلیل اسدالله لاجوردی هر کاری می خواست می کرد وهر جوری که دوست داشت زندانیان سیاسی را شکنجه و اعدام می کرد و کسی امکان رساندن خبر به خمینی را پیدا نمی کرد و اگرهم موفق می شد احمد خمینی و رفسنجانی و خامنه ای سندی جعل می کردند و یابه دروغ مطلبی را به او می دادند و او را متقاعد می کردند و سر وته قضیه را هم می آوردند
خمینی در ابتدای کار خود به تنهایی فتوا نمی داد و همیشه به اتفاق آیت الله شریعتمداری و آیت الله .... فتوا صادر می کرد که بعد از یک اختلاف با آن دونفر شروع کرد به تکروی و تبدیل شدن به بت کبیر
جالب تر ایتکه خمینی به علم علاقه ای نداشت و علم را فقط در فقه و اصول و مضخرفات آخوندی می دیدو تنها خود را عالم می دید
خمینی بسیار بی رحم بود و از عواطف انسانی به دور بود و از هنر و هنرمند بیزار بود و فقط به شاعرانی که مدح و ثتای او را می گفتند اندک توجهی می کرد
خمینی فرق بین حماقت و شجاعت را نمی دانست و همیشه در حال یاوه گویی بود و حرفهایش ضد و نقیض بود ، قبل از جنگ در جایی گفته بود که ابزار ووسایل نظامی نمی خواهیم اینها کلید در جهنم است و وقتی جنگ شروع شد گفت وسایل نظامی کلید در بهشت است
شاید همه افراد مسن تر حرفهای خمینی در مورد آزادی و حقوق بشر و حکومت دموکراتیک را به یاد داشته باشند
لعنت خداوند بر او باد